چنل تلگرام کتاب باز

محبوب ترین مطالب
دانلود رمان تمنا برای نفس کشیدن
رمانهای عاشقانه

دانلود رمان تمنا برای نفس کشیدن

2,913 views
توضیحات بیشتر
تابلو اعلانات

به کتاب باز خوش آمدید در کتاب باز سعی شده برای شما بهترین رمان ها قرار داده شود همچنین کتاب باز تمامی رمان ها را بررسی و ویرایش کرده است

دانلود رمان پدربزرگ ما چهار نفر

دانلود رمان پدربزرگ ما چهار نفر

دانلود رمان پدربزرگ ما چهار نفر منبع : کتاب باز به قلم : شبح عشق ( کاربر نودهشتیا ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : پری , پوپک , پانیذ و پونه ۴ تا دختر پرورشگاهین که وقتی تولد بیست سالگیشون رو میگذرونن توسط یکی از حامیان پرورشگاه میرن تا تو خونه ی اون زندگی کنن اما با ورود اونها به اون خونه همه چیز تغییر میکنه و …     قسمتی از متن : يا قمر بني هاشم اين ديگه کيه ؟؟؟ يه زن حدود ۴۰ ساله با يه دختر که تقريبا ميزد ۲۳ ۲۴ باشه اول از همه وارد شدن … پشت سرش يه اقا و يه پسر و يه دختر که دستاي همو گرفتن !! زني که تقريبا ۴۰ سالش بود اومد سمت منو پري و با يه ژست خواصي گفت : سلام دخترا . فک کنم شما همون دختراي سر راهي هستين ؟؟ خيلي سعي کردم که هيچ واکنشي نشون ندم اما يه اخم کوچيک اخر سر بهش کردم و به سردي باهاش سلام کردم ! پري با يه لبخند حرص درار و گرمي به عمه مهري دست [ . . . ]

  • 4 views
  • 0
  • ۵ اسفند, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان هیاهوی دلدادگی

دانلود رمان هیاهوی دلدادگی

دانلود رمان هیاهوی دلدادگی منبع : کتاب باز ژانر : عاشقانه به قلم : مژگان رضایی راد فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : نبش قبر می کنم… دلدادگی ای را که به سوی دلزدگی روانه است. بغض می خرم و اشک هدیه میکنم…. بی رمق می شوم وشرم تحفه أم می شود… دست می کشم بر تب و تاب دلدادگی ای که هیاهویش بیشتر از قربان صدقه أش است… صدحیف که گرد اتهام آهنگ جدایی می خواند؛ برای “تو… برای” من… برای این “هیاهوی دلدادگی…”     قسمتی از متن : سر بلند کرد و با چشم هاي خيس به در و ديوار نگاه کرد و گنگ ادامه داد: _توي تربيتت کم گذاشتم، مادر درستي نبودم، حواسم بهت نبود، حواسم بهت نبود که رفتي سراغ غريبه… مقصر منم! روي زمين خودم را بيشتر به سويش کشيدم. _ماماني … غلط کردم، تو رو خدا آروم باش. هوروش کنارم روي دو پا نشست. _خانم ايزدنيا، به خدا اونجوري که فکر مي کنيد نيست، درسته که من… من به ناريا چيزي از بارداري بيتا نگفتم! ولي باور کنيد من واقعا ناريا رو دوست دارم. سياهي چشمان [ . . . ]

  • 11 views
  • 0
  • ۵ اسفند, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان استایل

دانلود رمان استایل

دانلود رمان استایل منبع : کتاب باز به قلم : هما پور اصفهانی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : روژین دختر سختی چشیده ای که با بدبختی برای خودش در ایران اسم و رسمی در حیطه طراحی لباس پیدا کرده ناگهان حس می کند کم آورده و برای مدتی نیاز به استراحت و تغییر آب و هوا دارد. پس تصمیم به رفتن پیش مادرش می گیرد که ساکن ترکیه می باشد در این سفر به صورت تصادفی با گروهی مادلینگ که برای پیدا کردن اسم و رسم راهی ترکیه هستند برخورد کرده و با مسئول گروه آشنایی اندکی پیدا می کند، بعد از آن کم کم و به طور ناخواسته راهش به گروه باز می شود و …     قسمتی از متن : لای چشمامو به زور باز کردم و با دیدن چشمای دریایی شاران، دختر خاله آلما از جا پریدم و مثل خودش به ترکی گفتم: – چطوری گردنبند مروارید؟!! شاران فارسی رو خیلی ضعیف می تونست حرف بزنه و برای همینم ترجیح می داد با زبون مادری خودش حرف بزنه. طبق معمول چشماش گرد شد، بدش میومد معنی اسمشو [ . . . ]

  • 12 views
  • 0
  • ۴ اسفند, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان دهلیز

دانلود رمان دهلیز

دانلود رمان دهلیز منبع : کتاب باز به قلم : م . مطلق فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : دهلیز یعنی یه راهرو، یه دالان … نمیدونم کی‌و کجا وارد این دهلیز شدم ! فقط دیدم که چشماش برق زد … بهم گفت اینجا زندانه! تو زندانی و من .. زندان بان ! بهش گفتم اینجا نمیشه نفس کشید … گفت دیگه نیازی به نفس کشیدن نیست . گفتم نه و گفت اره … هیچوقت نخواستم دردسر درست کنم و داشتم موفق میشدم … ولی نفهمیدم چطوری و کی‌… افتادم تو بغل خود دردسر !     قسمتی از متن : بعد از اينكه هستي سرمش رو درست كرد و رفت بيرون سرشو از توي س ی ن م كشيدم بيرون و با چشماي اشكيم بهش خيره شدم . با بي حالي گفت : چرا تو اينجايي ؟ توام از بچه هاي گروهي ؟ با بغض گفتم : اذيتت كردن ؟ با بغض گفت : درد كشيدم چشمامو بستم و اشك ريختم . با گريه گفت : حافظ من جايگاه داشتم و نداشتم … هميشه تو خطر بودم … تو مراقبمي ؟ [ . . . ]

  • 9 views
  • 0
  • ۳ اسفند, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان بلندی های بادگیر

دانلود رمان بلندی های بادگیر

دانلود رمان بلندی های بادگیر منبع : کتاب باز به قلم : امیلی برونته فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکل‌دار میان هیث کلیف و کترین ارنشاو است. و این‌که این عشق نا فرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیث کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین میشود و…     قسمتی از متن : کاترين از جا برخاست و از اتاق خارج شد.آقاي لينتون از من پرسيد : -چه کسي با خانم کار داشت؟ -کسي که انتظارش را نداريد .هيث کليف! همان که در خانه ارنشاو زندگي ميکرد .لابد شما هم اورا از ياد نبرده ايد. او فرياد زد: -همان پسرک کولي که زمينها را شخم ميزد؟ -قربان! موقعي که هيث کليف فرار کرد خانم خيلي غصه خورد فکر ميکنم بازگشت وا باعث خوشحالي خانم مي شود. آقاي لينتون به طرف پنجره رفت، آنها را ديد و فرياد زد: -عزيزم پايين نمان اگر لازم است آن شخص را با خودت بالا بياور . کانرين ديوانه وار به اتاق دويد ودستانش را دور گردن ادگار انداخت و [ . . . ]

  • 13 views
  • 0
  • ۳ اسفند, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان قلبم را بوسید

دانلود رمان قلبم را بوسید

دانلود رمان قلبم را بوسید منبع : کتاب باز به قلم : غزل سليماني فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : اسمم آساره ست… زيبا مثل ستاره هاي آسمون. من دختري از روستايي هستم که رسم دارن دختران نه ساله شان را به راحتي به عقد ديگران در بيارن. من يتيمي هستم در دست هاي عموي بزرگم. بازيچه طمع اونم. اما چي بگم که سرنوشت منو به يه جاده رسوند…     قسمتی از متن : چمدونم رو روي زمين گذاشتم و آغوشم رو براي نيکا باز کردم. جلوي صندليش زانو زدم و بعد از رسيدن تنش توي آغوشم محکم فشارش دادم… -دلم برات تنگ شده بود… -منم همينطور نفس من! نيکا از من فاصله گرفت و گفت: خسته که نيستي؟ -نه … -امشب تا صبح برات حرف دارم. -چرا که نه! منم کلي حرف برات دارم! نيکا به جاويد نگاهي کرد و گفت: -انگار لاغر شدي؟ جاويد شونه اي بالا انداخت و گفت: -حالا اينجا دور همي درستش مي کنم! نيکا خنديد و رو به مهتاب خانوم گفت: -ديدي بهت گفتم آساره زودتر از دو هفته مياد… همش شد ۱۲ روز!۲ روزم دو [ . . . ]

  • 19 views
  • 0
  • ۳ اسفند, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان در خلوت خاطره ها

دانلود رمان در خلوت خاطره ها

دانلود رمان در خلوت خاطره ها منبع : کتاب باز ژانر : عاشقانه / اجتماعی به قلم : زینب میشی ( کاربر نگاه دانلود ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : رمان در خلوت خاطره ها داستان دختری معمولی و ساده است که بخاطر سخت گیریهای پدر و تفکر قدیمیش مجبور به ترک تحصیل شده و اجبارا خونه نشین میشه ، اما پس از مدتی به فکر پیدا کردن شغلی مناسب میفته و با هزار زحمت پدرشو راضی میکنه اما همون روز بر اثر حادثه ای حافظه اش رو به مدت کوتاهی از دست میده و سپس در این اتفاق با کسانی آشنا میشه که باعث پیوند و ارتباط دوباره ی پدرش با خانواده اش شده و ماجراهایی براش پیش میاد که ممکنه تو زندگی هر کدوممون اتفاق بیفته ، و همچنین عشقی ناخواسته در این ماجرا گریبان گیرش میشه که تشکیل دهنده ی این داستانه و البته سرنوشتی در انتظارشه که هیچوقت فکرشو نمیکنه و در این بین عشق چشم اونو به جمالش روشن میکنه و…     قسمتی از متن : سر برگردوندم و ديدم پيمان به طرفم مياد و گفت [ . . . ]

  • 22 views
  • 0
  • ۲ اسفند, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود کتاب آی بی کلاه آی باکلاه

دانلود کتاب آی بی کلاه آی باکلاه

دانلود کتاب آی بی کلاه آی باکلاه منبع : کتاب باز به قلم : غلامحسین ساعدی فرمت :  pdf (اندروید , ویندوز , ایفون)     توضیحات کتاب : غلام‌حسین ساعدی با اسم مستعار گوهرمراد (۱۳۶۴-۱۳۱۴ ش)، در تبریز به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همین سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. او کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور هم‌زمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان مطلب می‌نوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیری‌ها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. در مرداد ۱۳۳۲ هنگام کودتای ۲۸ مرداد وارد دانشکده‌ی پزشکی تبریز شد و در اواخر سال‌های دانشکده فعالیت هنری و ادبی خود را مجدانه پی گیری کرد. ساعدی در دهه‌ی ۴۰ که دوره‌ای خاص در ادبیات ایران محسوب می‌شود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روان پزشکی ادامه داد. عمده‌ی فعالیت‌های قلمی ساعدی در حوزه نمایش نامه نویسی است و به همراه تنی چند هم چون بیضایی، رادی و نصیریان پیش زمینه‌ی تئاتر را بینان نهادند. بخش [ . . . ]

  • 58 views
  • 0
  • ۱ اسفند, ۱۳۹۶
ادامه مطلب