کتاب باز

محبوب ترین مطالب

چنل تلگرام کتاب باز

دانلود رمان خاله بازی عاشقانه

به قلم : آیه

ژانر : تخیلی / عاشقانه / طنز / ترسناک / یه خورده هم پلیسی

فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)

دانلود رمان خاله بازی عاشقانه

 

 

خلاصه ی رمان :

پریا خانوم دختری لجبازه ,

پریا از اون دخترا هاست که زبونشون دومتره تو نیش و کنایه زدن هم یه پا انیشتین هستن

نه اینکه فکر های فشن بکنید حقیقتا تو دلش هیچی نیست اما خوب حسابی شرههههههههه ولی دوست داشتنیه و البته نترسه و بعضی ریسک ها تو زندگیش باعث میشه بقیه فکر کنن شیشو هشت میزنه حالا این خانوم خسته شده از زندگی معمولیش

این خانوم اصلا و ابدا از زندگیش راضی نیست روی پشت بومه خوابگهه دانشگاهشون اتفاق عجیبی براش میوفته که تا اخر عمر فکرشو مشغول نگه میداره

اما در این بین اتفاق فوق باور و عجیبی براش میوفته که قطعا تا به حال برای هیچ کی نیوفتاده به خاطر بدشدن حالش و بعد از اینکه میره بیمارستان و بهوش میاد متوجه میشه که دیگه خودش نیست و عوض شده درواقع روحش با شخص دیگه ای عوض میشه و مجبور میشه بره و جای اون دختره(گیسو) زندگی کنه

وسطای این همه هاگیر واگیر یه اتفاق دیگه ای هم میوفته

که کارو بدتر میکنه

حالا یه جاهایی ترسناکم میشه و فکر کنید طنز و ترس و عشق ادبیات باهم قاطی میشه

و چی میشه کلا قاطی پاطیه

و اوضاع شیر تو آب آلبالو هه پس از دست ندید …

پابان خوش …

 

قسمتی از متن :

نگاهم چيزي را در اعماق پنجره مي جست، که هرگز يافت نشد و تنها چيزي که مي شد ديد، همان مترسک حصيري و لاغري بود، که در ژرفاي انتظار دست هايش هميشه در مسير باد بود. مترسک تنها مانده بود، در درياي زرد بيکران گندم.

او دلش چه مي خواست؟

کلاغ هاي مزاحم را؟

آري به راستي مترسک ها هم نگران مي شوند؟

آن هم نگران کلاغ ها؟

پاييز کوله باري از غروب هاي نارنجي را بر زمين گرم تابستان کوفت و به هنگام شکستن بلور تابستان صداي قار قار کلاغ ها به هوا برخاست. چمدان انتظار بسته شد و گندم زار باز هم تماشاگر بازي مترسک بود .

ايام رخ مي نمودند. از پس شب هاي مخملي. و من در چهار چوب پنجره نظاره مي کردم که مترسک چگونه به ساز موسيقي باد مي رقصد. باد وزيد و مترسک را به ضيافتي در شفق فرا خواند. مترسک سري تکان داد و باد او را با خود برد تا کلاغ ها تفاوت بازي را با ترس درک کنند.

تا گندم زار قدر مترسک را بفهمد.

تا باري مترسکي ديگر ساخته شود.

اگر مترسک ها هميشه سراپا مي ماندند آيا کلاغ ها پس از دو روز، دوماه و درنهايت دوسال باز هم مي ترسيدند؟

مترسک رفت و به جاي او شاهين تنهايي بر روي شانه ي آدم برفي نشست.

و چه زيبا زمستان آمد.

 

 

برای دانلود رمان خاله بازی عاشقانه از چنل تلگرام کلیک نمایید

 

درخواست برای حذف رمان خاله بازی عاشقانه از کتاب باز

دانلود رمان خاله بازی عاشقانه
5 از 1 رای
  • 532 بازدید مشاهده
  • 0
  • 3 ژانویه, 2018
  • ADMIN-ketabbazz

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *