محبوب ترین مطالب
دانلود رمان تمنا برای نفس کشیدن
رمانهای عاشقانه

دانلود رمان تمنا برای نفس کشیدن

2,572 views
توضیحات بیشتر
تابلو اعلانات

به کتاب باز خوش آمدید در کتاب باز سعی شده برای شما بهترین رمان ها قرار داده شود همچنین کتاب باز تمامی رمان ها را بررسی و ویرایش کرده است

چنل تلگرام کتاب باز

دانلود کتاب قمار باز

دانلود کتاب قمار باز

دانلود کتاب قمار باز منبع : کتاب باز به قلم : داستایفسکی مترجم : جلال آل احمد فرمت :  pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / mp3 ( صوتی )     اطلاعات کتاب : فئودور میخاییلوویچ داستایفسکی (۱۸۸۱ – ۱۸۲۱)، نویسنده تأثیرگذار روسی است. رمان «قمارباز» درباره‌ قمار است. درباره‌ آدم‌هایی که هر چقدر می‎برند حریص‎تر می‎شوند و هرچه می‌بازند پشیمان نمی‌شوند. درباره‌ آدم‌هایی که همه زندگی خود را به پای شانس می‌گذارند. الکسی ایوانویچ معلم سرخانه ای است که وارد خانواده‌‌ای اشرافی می‌شود. خانواده ثروت خود را از دست داده و تنها به امید ارثی زندگی می‌کنند که قرار است بعد از مرگ عمه ژنرال به آنها برسد. الکسی ندانسته عاشق پولینا–خواهر زن ژنرال- می‎شود؛ زنی که با سنگدلی و بی‎اعتنایی با او رفتار می‎کند. وقتی که الکسی به پول نیاز دارد، پولینا به او پول برای قمار می‎دهد. بار اول شانس با او یار است. شهوت برد او را به سمت قمارهای دوباره و دوباره می‎کشاند تا حدی که تمام پول خود را می‎بازد. همزمان عمه هم که همه منتظر مرگ او هستند می‌آید. عمه که انگار تازه با جذابیت قمار آشنا شده تمام ثروت خود را در قمار می‎گذارد. انگار همه سرنوشت خود را در قمار [ . . . ]

  • 26 views
  • 0
  • ۱۹ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان غرش های انتقامم

دانلود رمان غرش های انتقامم

دانلود رمان غرش های انتقامم منبع : کتاب باز به قلم : محبوبه.ج ژانر : عاشقانه / اجتماعی / جنایی / انتقامی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : غرش های انتقامم درباره ی یه انتقام انتقامی که حالا خواسته یا ناخواسته خیلیا بی گناه توش قربانی میشن فقط به خاطر یه هدف یا شایدم یه قسم یه قسم که واقعاً شخص قسم خورده روی قسمش پایدار میمونه و زندگی هایی رو به پایان میرسونه فقط به خاطر هدفش یا شایدم قسم…     قسمتی از متن : روي مبل نشستم و به بهنوش خيره شدم……پاهاشو توي شکمش جمع کرده بود و با دوتا دستاش سرشو گرفته بود….با فرياد گفتم: چي شده؟! بهنوش سرشو بلند کرد و گفت: هاوين….يادم اومد….. –چي يادت اومد؟! بهنوش با هق هق گفت: اون روز نحس…روز تصادف….. –خوب.. آب دهنشو قورت داد و گفت: يادت مي ياد چند روز قبل از تصادف چي بهت گفتم؟! از پس پرده نگاه کن مثل شطرنجه زمونه هرکسي مثل يه مهره توي اين بازي ميمونه يه خورده فکر کردم و گفتم: آره….يه چيزايي درباره ي دلربا مي گفتي….گفتي شک دارم…گفتي خيلي چيزا به [ . . . ]

  • 61 views
  • 0
  • ۱۷ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان آشوب

دانلود رمان آشوب

دانلود رمان آشوب منبع : کتاب باز به قلم : رویا رستمی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : یه وقتایی به خودت میگی چرا رفتم.می موندم همون جایی که بهش تعلق داشتم.بیام برای تحقیر، برای حرف شنیدن؟ اما نمیشه…به خاطر مادری که مادری نیست اما مادرانه هاش زمین گیرت کرده نمشه. یعنی دلت نمیاد که بزاری تنها بره. شادان دختری از یه شهر جنوبی کوچیک… دختری دیپلمه و زیبا… دختری که به خاطر نامادری مادرش راهی شهری بزرگ میشه برای یه زندگی بزرگتر… اما همه چیز خوب نیست… وقتی تو خونه ای باشی که انگ دهاتی بودن بهت بچسبونن… تو خونه ای که بگن بی سواد…درد داره….زیادم درد داره… اما از یه جایی به بعد کم میاری…     قسمتی از متن : -سالم، صبح بخير مريم خانم با لبخند هميشگي جوابش را داد و فردين برگشت و گفت : دير پاشدي خوابالو. چشم گردو کرد و به جان خودش که اين مرد يک چيزيش شده. اما خب… اين مگر چشماش سبز نبود؟ الان چرا عسلي است؟ چرا کمي لاغرتر شده؟ -دير پاشدي شادان. به طرف فروزاني که از پشت بغلش کرده بود [ . . . ]

  • 79 views
  • 0
  • ۱۶ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان همسر اجباری

دانلود رمان همسر اجباری

دانلود رمان همسر اجباری ژانر : عاشقانه منبع : کتاب باز به قلم : مه گل فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : داستان دختری طرد شده … که ناخواسته قربانی شده ی یک دسیسه شیطانیست و به یک باره از دنیایی به دنیای دیگر تبعید میشود دنیایی که هیچ سنخیتی با رویا های او ندارد… دنیایی که خلاصه میشود در یک مرد… مردی مغرور و عاشق… که در دلش جایی برای آنا ندارد و …   قسمتی از متن : ‏-آنا چرا تو فکري بيچاره يا خودش مياد يا نامش؟ ‏-ببند خانم تا نبستم زهرام از کرمانشاه بود ولي تا دانشگاه دوست نشده بوديم.اونم تک دختر بود هميشه ميگن يکي يدونه خله ديوونه خخخ ‏-خله ديوونه برو سوپري هيچي نداريم خونه بايد نون خشکو آب ميل کنيم.‏ خل ديوونه منم ها نشونت ميدم بزار بريم خونه خانم خانما.‏ ‏-باشه عشقم بريم از اون کار خوبا داري ديگهههه.‏ ‏-آنا خفه شوحالم ب هم خورد ‏-هه هه بازم واسم شاخ ميشي جوجه.‏ ‏-آنا ‏-جانم ‏-ازشوخي در رفته زيباخوشگله؟ ‏-خب اره بلطف عمل خيلي جيگره ‏-ب نظرت چرا آريا ب اون باهوشي والبته خوشگلي والبته پول داري [ . . . ]

  • 120 views
  • 0
  • ۱۳ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان عشق همیشه سرخ نیست

دانلود رمان عشق همیشه سرخ نیست

دانلود رمان عشق همیشه سرخ نیست ژانر : عاشقانه منبع : کتاب باز به قلم : رویا مرادی بیرگانی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : داستان درباره ی دختری به اسم یاسمن هستش که پسرخاله خود را دوست دارد و برای ازدواج با او به ایران آمده است ، آن دو پس از کشمکشهای بسیار باهم نامزد می شوند. اما …‌   قسمتی از متن : ياسمن هنوز از شنيدن حرف خسرو که بوي عشق و محبت مي داد، گيج و هيجانزده بود. به خواهرش نگاه کرد که به خسرو سلام مي کرد. گونه هايش مي سوخت و فکر کرد کاش کسي از او نپرسد چرا آن قدر برافروخته شده! خسرو در مقابل نسرين بلند شد. « حالت چطوره دختر خاله عزيز؟» نسرين بر خلاف ياسمن دختر سر و زبان داري بود. با خوشرويي پاسخ او را داد. « از احوالپرسيهاي شما!؟ خاله جون چطورند؟!» خسرو با خنده گفت: « خوب… تپل… سرحال… توي آشپزخانه طبق معمول. من خونه هم باشم، زياد مادر رو نمي بينم!» نسرين کيفش را گوشه اي گذاشت و روي مبلي نزديک خسرو نشست. « بَده به فکر پسر [ . . . ]

  • 61 views
  • 0
  • ۱۳ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان بانوی قصه

دانلود رمان بانوی قصه

دانلود رمان بانوی قصه ژانر : عاشقانه / آرام منبع : کتاب باز به قلم : beste فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : همراز خواهری داشته که بخاطر خیانت شوهرخواهرش و جبروت خانواده شوهر میمیره… حالا سالها از اون زمان گذشته و همراز در تلاش تا بچه های خواهرش را از جبروت اون خانواده رها کنه … دراین راه عموی بچه ها مقابلش قرار میگیره.. دونفرکه خاطره ی بدی ازهم درگذشته دارن از دو دنیای متفاوت… پسری مغرور وسرد درمقابل دختری لطیف وبی غل وغش… لحظه های حل شدن این تفاوت و اختلاف اونقدر شیرین و قابل لمس شدنه که همتون لذت میبرید…   قسمتی از متن : _سلام… به پشت سرم برگشتم..ايستاده و مستقيم نگاهم ميکرد..کمي خجالت کشيدم خيلي دير وقت شده بود : سلام آقاي دکتر ببخشيد..مي دونم دير شد امشب.. خيلي هول و تند تند اين جملات رو رديف کردم و مقنعه ام رو از دور گردنم روي سرم گذاشتم..تو تاريک روشن حياط صورتش خيلي مشخص نبود و نمي دونستم عصبانيه يا نه… _مي شه چند لحظه بشينيد؟؟؟ _بشينم… لحنش به خاطره گيجي من کمي با خنده همراه شد : بله بنشينيد [ . . . ]

  • 28 views
  • 0
  • ۱۱ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان پنجره ها میمیرند

دانلود رمان پنجره ها میمیرند

دانلود رمان پنجره ها میمیرند منبع : کتاب باز به قلم : رهایش فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : زندگی فراز و نشیب های زیادی داره. زندگی هزار راه نرفته است که با انتخاب هر کدوم از راه ها اتفاقات گوناگونی رو برای خودمون رقم می زنیم. گاهی خوشنودیم از مسیر رفته و گاهی حسرت به دل و پشیمون از تصمیمات اشتباهمون به عقب نگاه می کنیم و آه سینه سوزی می کشیم. قصه قصه ی پسریه که وقتی راهی رو می رفته ایمان داشته که درست می ره و حالا…! همیشه برای مردد بودن فرصت هست! همیشه برای اینکه تردید و شک به دل آدم راه پیدا کنه نشونه هایی هست! روزهای سخت و تلخ و بالا و پایین های زندگی پسری رو می خونیم که قطارش از ریل خارج شده و داره سعی می کنه دوباره به مسیر هدایتش کنه!   قسمتی از متن : جز تو و مامان ديگه کي شماره ي خونه ي علي رو داره؟ نگاه نامدار به آني از کشوي ميزش بيرون مي ياد و ميخ چشماي من مي شه و ظنين مي پرسه: چطور؟! حتم دارم [ . . . ]

  • 35 views
  • 0
  • ۹ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان در چشم من طلوع کن

دانلود رمان در چشم من طلوع کن

دانلود رمان در چشم من طلوع کن ژانر : عاشقانه / پلیسی منبع : کتاب باز به قلم : اعظم طیاری فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : غزاله زني که با همسرو فرزند کوچکش در کرمان زندگي ميکند براي عروسي خواهر شوهر براي اولين بار به تنهايي راهي شيراز ميشود ولي …   قسمتی از متن : با اين وصف آنقدر مشغول بود كه متوجه گذشت زمان نشد تا اينكه راس ساعت دو و نيم، صداي منصور در آپارتمان پيچيد. -چه بو و برَنگي را انداختي خانم ،چه خبره؟! با آن همه كار، دختر كرماني مه رو، در استقبال از همسرش غفلت كرده بود. با اين وجود در آستانه ورود به آشپزخانه با سلام و بـ ـوسه، خوش آمد و خسته نباشيد گفت. با معجوني از انواع بوهاي مطبوع كه در آپارتمان پيچيده بود، منصور كنجكاو پرسيد : -مهمون داريم!!!!؟… هوم چه كردي. و معطل نكرد،در قابلمه ها را يك به يك باز كرد. پلوي سفيد، خورش قورمه سبزي ، كتلت، لوبيا پلو. روي كابينت هم چند عدد شنيسل آماده طبخ كه بايد فريزر مي شد ديد. مجددا پرسيد: -جون منصور مهمون داريم!؟ [ . . . ]

  • 60 views
  • 0
  • ۸ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب
:: برای عضویت در چنل تلگرام >> کتاب باز << کلیک نمایید ::