محبوب ترین مطالب
دانلود رمان تمنا برای نفس کشیدن
رمانهای عاشقانه

دانلود رمان تمنا برای نفس کشیدن

2,571 views
توضیحات بیشتر
تابلو اعلانات

به کتاب باز خوش آمدید در کتاب باز سعی شده برای شما بهترین رمان ها قرار داده شود همچنین کتاب باز تمامی رمان ها را بررسی و ویرایش کرده است

چنل تلگرام کتاب باز

دانلود رمان پانتی بنتی

دانلود رمان پانتی بنتی

دانلود رمان پانتی بنتی منبع : کتاب باز به قلم : ژیلا فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان از زبان نویسنده : داستان درمورد دختری بنام پانتی هستش که پدری عرب و مادری تهرانی داره . پدر این دختر زاده این عشیره خاص هستش و میراث دار این فرهنگ . پانتی ساکن تهران هست ولی قبلا بنا به دلایلی توی اون عشیره زندگی کرده . من عادت دارم که توی داستانهام گره ایجاد کنم و همراه با داستان این گره ها رو باز کنم ، برای همین خلاصه خاصی برای داستانهام نمینویسم …   قسمتی از متن : زنجير فلش فانتزي خوشکلشو ، تو دست گرفت و جلوي چشم پوري تاب داد : « دينگ دينگ » پوري خنديد … لپش چال افتاد … کفشاش رو هم از دو بند تو يه دست ديگه اش آويزون کرد … : « اينم کفشات … پات که پا نيست … پاي غول بيابونيه … ديگه نميشه پا تو کفشت بکنم … خيلي برام گشاد شده … » « اينا رو براي چي آوردي ديگه » و دست دراز کرد و کفشا رو گرفت … بچه مرتبي [ . . . ]

  • 82 views
  • 0
  • ۶ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان دو موتور سوار

دانلود رمان دو موتور سوار

دانلود رمان دو موتور سوار ژانر : عاشقانه منبع : کتاب باز به قلم : سارا معینی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : درباره ی زندگی یه دختر ۲۲ ساله اس که عاشق موتور و نقاشی کشیدنه…. به خاطر مشکلات و سختی هایی که تو خانواده اش داشته نتونسته اون جور که باید و شاید با سنش پیش بره و بیشتر از این که شبیه یه دختر خانوم ۲۲ ساله باشه شبیه یه بچه ی ۵ ساله اس. در واقع یه جورایی خودشو پشت نقاب یه بچه قایم کرده تا در امان بمونه و شکست نخوره و تا اینکه ….   قسمتی از متن : از جايش بلند شد تا دنبالم بيايد و احتمالا مرا برساند که کف دستم را به سينه اش زدم و طلبکارانه گفتم: – کجا؟ گيج نگاهم کرد و گفت: – مي رسونمت. ابروهايم را بالا بردم و گفتم: – خودم مي رم. اخم کرد و با جديت گفت: – اين وقت شب؟ – هنوز هوا تاريک نشده. – قبل از اين که برسي شده. – مي خوام خودم برم. – منم مي گم مي برمت. در چشمانش خيره [ . . . ]

  • 508 views
  • 0
  • ۵ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان آخرین پناه من

دانلود رمان آخرین پناه من

دانلود رمان آخرین پناه من منبع : کتاب باز به قلم : مریم ارشدی نژاد  فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : درباره زندگیه دختری به اسم “پناه” است… که در خانواده ثروتمندی به دنیا اومده … پناه از سن کم با علاقه به زندگی مجردی به خونه عمو خدا بیامرزش نقل مکان کرده وبا بهونه اینکه از اونجا مراقبت میکنه در اونجا زندگی میکنه هرچند شب ها خونه خودشون میخوابه… پدرش”اردوان”تاجر فرش است و کارخونه برادش هم زیر نظر اونه تا زمانی که تنها فرزند برادرش از انگلیس برگرده … پناه تو تئاتر دانشگاه با چند تا از دوستاش کار میکنه وعلاقه زیادی به بازیگری داره … وپدرش هم در این مورد حمایتش میکنه… تا بالاخره تنها فرزندعموش”رادین”از انگلیس بر میگرده و…   قسمتی از متن : با به صدا در اومدن زنگ در بلند شد وبه سمت در رفت: – سلام بفرماييد ۶تا مخصوص با مخلفات درسته – بله با پرداختن پول وگرفتن پيتزا ها به سمت بچه ها رفت – کجا بخوريم؟؟ سيروان گفت: – همينجا… همه دورميز ناهارخوري نشستند..هنوزخوردنو شروع نکرده بودند که صداي زنگ دوباره برخاست..پناه بلند شدو گفت: [ . . . ]

  • 540 views
  • 0
  • ۴ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان بانوی سرخ

دانلود رمان بانوی سرخ

دانلود رمان بانوی سرخ منبع : کتاب باز به قلم : mehrsa_m ژانر : عاشقانه  فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : ‎هورام که از بچگی به خاطر مشکلات ظاهریش کمتر توی اجتماع ظاهر می شده به مرور دچار افسردگی و کمبود اعتماد به نفس میشه . تا اینکه برای فرار از خودش و زندگیش رو به رابطه های مجازی میاره . ناخواسته وابستگی عجیبی به یکی از دوستای مجازیش پیدا می کنه و . . .   قسمتی از متن : صداي تقه ي در اومد سريع اشكام و پس زدم . گفتم : – بله ؟ – در و باز كن . صداي بابا بود . از جا بلند شدم . اشكام متوقف شده بود . كليد و توي قفل چرخوندم . چهره ي بابا جلوي روم ظاهر شد . سرم و پايين انداختم و گفتم : – مهندس اينا رفتن ؟ ميتونستم سنگيني نگاهش و روي خودم حس كنم . ولي هنوزم مصرانه سرم و به زير انداخته بودم . انگار از ديدن صورتم نا اميد شد . با صدايي كه خوب ميتونستم اندوه و غم و از توش حس كنم گفت [ . . . ]

  • 563 views
  • 0
  • ۳ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان هنر اول

دانلود رمان هنر اول

دانلود رمان هنر اول منبع : کتاب باز به قلم : فاطمه ح.م ژانر : عاشقانه / اجتماعی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : قصه راجع به دختر به نام زلال هست که فرزند طلاقه و مزه ی بی مهری رو کاملا چشیده . پیش مادربزرگش و عموی جوونش بزرگ میشه . عموش یک موزیسین بوده و زلال پیش اون به آموزش موسیقی می پردازه … تا اینک بعد از فوت مادربزرگش مجبور میشه با پدرش زندگی کنه … مشکلات زیادی رو این بین دچار میشه … بعد از سه سال بعد از زندگی با پدرش عموش از خارج بر می گرده و زلال رو پیش خودش می بره و از اینجاست که داستان زندگی زلال شروع می شه …   قسمتی از متن : بوي عذر خواهي نامرئي به مشام مي رسيد . ولي نمي خواست زلال از درسش که به نوعي آينده اش را تضمين مي کرد به خاطره موسيقي بگذرد . هر چيز جاي خود را داشت . در مقابل خانه ي آريا پياده شدند . زلال مسکوت داشت کليد را در قفل مي چرخاند که آرش گفت : زلال من [ . . . ]

  • 1,609 views
  • 0
  • ۲ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان در امتداد حسرت

دانلود رمان در امتداد حسرت

دانلود رمان در امتداد حسرت منبع : کتاب باز به قلم : طیبه امیر جهادی ژانر : عاشقانه / اجتماعی / غمگین فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : عشق کهنه و پنهان کاوه بعد گذشت چند سال از مخفی ماندنش رو می شه و این اتفاق همزمان می شه با رو شدن واقعیات دیگه ای از گذشته…   قسمتی از متن : _ ياسي، ياسي. خميازه اي کشيدم و جواب دادم بله، چي شده؟ _ اين درب رو باز کن ببينم. مردم از نگراني، نيم ساعته درب مي زنم. _ نترس مادر من، من اونقدر سگ جونم که حالا،حالا ها نمي ميرم. _ اين چرنديات چيه مي گي، درب و باز کن. بلند شدم و در را به رويش باز کردم. نگاهي به سر و وضعم انداخت،چون هنوز مانتو تنم بود. سري تکان داد و گفت: چقدر خوابت سنگين شده. ظهره، بيا يه لقمه نون بخور که باز معده ات درد مي گيره. _ مگه ساعت چنده؟ آخه دم دماي صبح خوابيدم براي همين متوجه درب زدن شما نشدم. _ يازده و نيمه. _ باشه الان مي آم. کش و قوسي به بدنم دادم، [ . . . ]

  • 571 views
  • 0
  • ۱ بهمن, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان شب های آفتابی من

دانلود رمان شب های آفتابی من

دانلود رمان شب های آفتابی من منبع : کتاب باز به قلم : ستاره صولتی ژانر : عاشقانه / کلکلی / همخونه ای فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : آفتاب دختر مغرور وخودخواهيه كه طي مشكلاتي با كمك شخصي مي تونه از پستي ها و بلندي هاي زندگي بگذره و تازه براش حقايقي درباره ي خودش و شخصيتش آشكار ميشه كه فكر مي كنه خيلي ديره و….   قسمتی از متن : ماشينو بيرون از مجتمع پارك كردم واز ماشين پياده شديمو به سمت مجتمع رفتيم مهتاب دويد وزنگ واحد غزل اينارو زد بعد از چند ثانيه صداي كامي پيچيد توي كوچه : -كيه ؟ مهتاب با خنده گفت : -منم منم مادرتون غذا اوردم براتون … كامي با مسخره بازي گفت : -هييييييين ….. غزل بدو بيا كه بي كامي شدي گرگه اومده منو بخوره … واي واي واي … ولي متاسفم خانم گرگه قبل شما يه گرگ خوشگل تر اومده بود … من با حرص گفتم : -بازكن كامي يخ زديم …. كامي باخنده گفت : -توام كه اين جايي طلوع خانم … بعدشم خنديدو گفت : -والا من هر چي فكر [ . . . ]

  • 99 views
  • 0
  • ۳۰ دی, ۱۳۹۶
ادامه مطلب

دانلود رمان همخونه

دانلود رمان همخونه

دانلود رمان همخونه منبع : کتاب باز به قلم : مریم ریاحی ژانر : عاشقانه / اجتماعی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : یلدا که به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی میکنه. بچه های اون مرد(حاج رضا) خارج از کشور هستن بجز پسر کوچکش که به دلایلی از پدره کینه به دل داره و اونم تصمیم داره از ایران بره … خلاصه اینکه حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا میخواد که با همین پسر کوچیکه (که تابحال یک بارم یلدا رو ندیده) که اسمش شهابه ازدواج کنه و به مدت شش ماه با هم تو یه خونه زندگی کنن. اخلاق شهاب هم از اون جوریاست که نمیشه با یه من عسل نگاشون کرد . مغرور از خود راضی و در عین حال خوشتیپ و جذاب قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشن. در این بین اتفاقاتی میفته و حرفهائی زده میشه و روزهائی میگذره که شرحش رو باید خودتون بخونین …     قسمتی از متن : يلدا پالتو را به سرعت بيرون کشيد و آنرا تن کرد. صداي بسته شدن [ . . . ]

  • 355 views
  • 0
  • ۲۹ دی, ۱۳۹۶
ادامه مطلب
:: برای عضویت در چنل تلگرام >> کتاب باز << کلیک نمایید ::