کتاب باز

محبوب ترین مطالب
تابلو اعلانات

اخرین مطالب سایت

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش منبع : کتاب باز ژانر :  عاشقانه / تخیلی به قلم : فاطمه تاجیکی ( کاربر نگاه دانلود ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : رمان درمورد دختری به اسم هورداده، که دوست داره به سرزمین رویایی بره و ملکه ی اون سرزمین بشه و دنبال راه حله. یه شب که می‌خوابه، وقتی بیدار‌ میشه توی یه سرزمین دیگست. اون رو پیش ملکه سرزمین می‌برند. هورداد فکر می‌کنه که دیگه ملکه میشه اما برخلاف تصورش ملکه دستور میده سرش رو بزنن ولی به‌دست پسرملکه، شاهزاده آرسین، نجات پیدا می‌کنه ولی خدمتکار مخصوص شاهزاده میشه و…     قسمتی از متن : از قصر بيرون رفتم. بعد از چند دقيقه، يه کالسکه قهوه اي رنگ جلوم ايستاد. به کمک آرشا سوار شدم، اون هم حرکت کرد به طرف مراسم ازدواج عشقم. خيلي استرس داشتم. انگار قرار بود برام اتفاق بدي بيفته؛ ولي اتفاق، بدتر از ازدواج آرسين، چي مي‌تونه باشه؟! چند تا نفس عميق کشيدم و بدون توجه به دل شوره‌اي که داشتم، توي ذهنم آهنگي که مي‌خواستم بخونم رو تکرار مي‌کردم. بعد از نيم ساعت، آرشا ايستاد [ . . . ]

  • 78 بازدید
  • 0
  • 27 فوریه, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان مای نیم ایز شیطونک

دانلود رمان مای نیم ایز شیطونک منبع : کتاب باز به قلم : بیتا منصوری ( کاربر رمان سیتی ) ژانر : طنز و کل کلی / عاشقانه / غمگین / پایان خوش فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : مای نیم ایز شیطونک. اری!نام من شیطونک است. شیطونکی عاشق دل داده ی یک شکست خورده. یک مرد مغرور. غروری شکست ناپذیر. جدالی بین منو او. جدال عاشقانه. جدالی زیبا. اما اخر هر جدال خوش نیست. چی میشود بین منو او؟ خوش بخت خواهیم شد یا خیر؟ نمیدانم.     قسمتی از متن : بابا اومد وکنارم نشست سرمو بلند کردم و به بابا نگاه کردم که گفت-غزل يه سوال ميپرسم راستشو بگو. سرمو به نشونه ي باشه تکون دادم که گفت-از زندگيت راضي هستي؟ بدون تعارف گفتم-نه از زندگيم راضي نيستم. -چرا؟ -حس ميکنم اينجا غريبه ام و اينکه من اگه دختر شما بودم اسمم غزل نبود الان اسمم روقيه يا زينب بود . -خب تو حق داري غزل ولي اسم تورو هم ما زينب گزاشته بوديم ولي دوست معصومه اومد وگفت اسمشو غزل بزاريد وگرنه من اسم زينبو خيلي دوست دارم. سري [ . . . ]

  • 523 بازدید
  • 0
  • 27 فوریه, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان پدربزرگ ما چهار نفر

دانلود رمان پدربزرگ ما چهار نفر منبع : کتاب باز به قلم : شبح عشق ( کاربر نودهشتیا ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : پری , پوپک , پانیذ و پونه ۴ تا دختر پرورشگاهین که وقتی تولد بیست سالگیشون رو میگذرونن توسط یکی از حامیان پرورشگاه میرن تا تو خونه ی اون زندگی کنن اما با ورود اونها به اون خونه همه چیز تغییر میکنه و …     قسمتی از متن : يا قمر بني هاشم اين ديگه کيه ؟؟؟ يه زن حدود 40 ساله با يه دختر که تقريبا ميزد 23 24 باشه اول از همه وارد شدن … پشت سرش يه اقا و يه پسر و يه دختر که دستاي همو گرفتن !! زني که تقريبا 40 سالش بود اومد سمت منو پري و با يه ژست خواصي گفت : سلام دخترا . فک کنم شما همون دختراي سر راهي هستين ؟؟ خيلي سعي کردم که هيچ واکنشي نشون ندم اما يه اخم کوچيک اخر سر بهش کردم و به سردي باهاش سلام کردم ! پري با يه لبخند حرص درار و گرمي به عمه مهري دست [ . . . ]

  • 409 بازدید
  • 0
  • 24 فوریه, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان هیاهوی دلدادگی

دانلود رمان هیاهوی دلدادگی منبع : کتاب باز ژانر : عاشقانه به قلم : مژگان رضایی راد فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : نبش قبر می کنم… دلدادگی ای را که به سوی دلزدگی روانه است. بغض می خرم و اشک هدیه میکنم…. بی رمق می شوم وشرم تحفه أم می شود… دست می کشم بر تب و تاب دلدادگی ای که هیاهویش بیشتر از قربان صدقه أش است… صدحیف که گرد اتهام آهنگ جدایی می خواند؛ برای “تو… برای” من… برای این “هیاهوی دلدادگی…”     قسمتی از متن : سر بلند کرد و با چشم هاي خيس به در و ديوار نگاه کرد و گنگ ادامه داد: _توي تربيتت کم گذاشتم، مادر درستي نبودم، حواسم بهت نبود، حواسم بهت نبود که رفتي سراغ غريبه… مقصر منم! روي زمين خودم را بيشتر به سويش کشيدم. _ماماني … غلط کردم، تو رو خدا آروم باش. هوروش کنارم روي دو پا نشست. _خانم ايزدنيا، به خدا اونجوري که فکر مي کنيد نيست، درسته که من… من به ناريا چيزي از بارداري بيتا نگفتم! ولي باور کنيد من واقعا ناريا رو دوست دارم. سياهي چشمان [ . . . ]

  • 107 بازدید
  • 1
  • 24 فوریه, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان استایل

دانلود رمان استایل منبع : کتاب باز به قلم : هما پور اصفهانی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : روژین دختر سختی چشیده ای که با بدبختی برای خودش در ایران اسم و رسمی در حیطه طراحی لباس پیدا کرده ناگهان حس می کند کم آورده و برای مدتی نیاز به استراحت و تغییر آب و هوا دارد. پس تصمیم به رفتن پیش مادرش می گیرد که ساکن ترکیه می باشد در این سفر به صورت تصادفی با گروهی مادلینگ که برای پیدا کردن اسم و رسم راهی ترکیه هستند برخورد کرده و با مسئول گروه آشنایی اندکی پیدا می کند، بعد از آن کم کم و به طور ناخواسته راهش به گروه باز می شود و …     قسمتی از متن : لای چشمامو به زور باز کردم و با دیدن چشمای دریایی شاران، دختر خاله آلما از جا پریدم و مثل خودش به ترکی گفتم: – چطوری گردنبند مروارید؟!! شاران فارسی رو خیلی ضعیف می تونست حرف بزنه و برای همینم ترجیح می داد با زبون مادری خودش حرف بزنه. طبق معمول چشماش گرد شد، بدش میومد معنی اسمشو [ . . . ]

  • 362 بازدید
  • 0
  • 23 فوریه, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان دهلیز

دانلود رمان دهلیز منبع : کتاب باز به قلم : م . مطلق فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : دهلیز یعنی یه راهرو، یه دالان … نمیدونم کی‌و کجا وارد این دهلیز شدم ! فقط دیدم که چشماش برق زد … بهم گفت اینجا زندانه! تو زندانی و من .. زندان بان ! بهش گفتم اینجا نمیشه نفس کشید … گفت دیگه نیازی به نفس کشیدن نیست . گفتم نه و گفت اره … هیچوقت نخواستم دردسر درست کنم و داشتم موفق میشدم … ولی نفهمیدم چطوری و کی‌… افتادم تو بغل خود دردسر !     قسمتی از متن : بعد از اينكه هستي سرمش رو درست كرد و رفت بيرون سرشو از توي س ی ن م كشيدم بيرون و با چشماي اشكيم بهش خيره شدم . با بي حالي گفت : چرا تو اينجايي ؟ توام از بچه هاي گروهي ؟ با بغض گفتم : اذيتت كردن ؟ با بغض گفت : درد كشيدم چشمامو بستم و اشك ريختم . با گريه گفت : حافظ من جايگاه داشتم و نداشتم … هميشه تو خطر بودم … تو مراقبمي ؟ [ . . . ]

  • 151 بازدید
  • 0
  • 22 فوریه, 2018
ادامه مطلب
کتاب ایرانی