کتاب باز

کتاب باز

محبوب ترین مطالب
تابلو اعلانات

اخرین مطالب سایت

دانلود رمان سرگرد راتین

دانلود رمان سرگرد راتین منبع : کتاب باز ژانر : پلیسی – معمایی به قلم : پانته آ 65 ( کاربر 98 یا ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد ) تمامی فعالیت های کتاب باز مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران است مطالب در صورت درخواست کارگروه مصادیق مجرمانه از وبسایت حذف خواهند شد   خلاصه ی رمان : راتین ماجرای من  سردار نیست بلکه یه سرگرد تنهاست  سرگردی که توی زندگیش همه چیزش رو بخشیده !   پ ن : دوستان این رمان جنایی , پلیسی و البته کمی عشقی بید ! توهین به هیچ سمت یا ارگانی نیست  سعی کردم واقعیتها رو بگم همین و بس !..پایان خوش   قسمتی از متن : و جعبه شيريني رو باز کرد و گرفت سمتم. من: – بالاخره حکم ترفيعت اومد؟ با خوشحالي گفت: – نه خير قربان خبرش آخر اين ماه مياد! من: – پس مناسبت اين شيريني؟ سرش رو انداخت پايين و با لحن خجالت زده اي گفت: – مناسبتش امر خيره قربان! خدايا براي امروزم ديگه بسه! نگران برگشتم سمت هامين که با رنگ و روي پريده به حکمت زل زده بود. با لحن کلافه اي گفتم: – به [ . . . ]

  • 265 بازدید
  • 0
  • 7 می, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان شفق

دانلود رمان شفق منبع : کتاب باز به قلم : فهیمه نادری فرد فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)     خلاصه ی رمان : ماجرا در مورد دختريه به اسم شفق که بسیار سرکش و مغرور هستش شفق يادگرفته همیشه رو پاي خودش وایسته  و میشه گفت بداخلاقه شفق پرستار هستش و توي بيمارستان کار ميکنه و…   لینک های دانلود رمان شفق به دلیل دارا بودن صحنه هایی که برخلاف قوانین جرایم رایانه ای جمهوری اسلامی ایران است روی سایت کتاب باز قرار نمیگیرد   قسمتی از متن : گوشيمو خاموش کردم و روز بعد هم مرخصي گرفتم.ميخواستم فکر کنم واگر کامران تماس ميگرفت نميتونستم.توي خونه موندم و فکر کردم و به هيچ جا نرسيدم.مادرم با تعجب نگام ميکرد ولي نميدونست جريان چيه: شفق….مادر نميخواي بگي چته نميتونستم چيزي بهش بگم درجاليکه خودم هم نميدونستم چه اتفاقي افتاده………فردا روزي بود که کامران برميگشت.. حتي قراربود من برم فرودگاه پيشوازش…… ولي نرفتم و پيش خودم به اين فکر افتادم حتما نامزدش ميره و حتي فراتر رفتم…شايد از اين نامزدها زياد داره….. از فکروخيال داشتم ديوونه ميشدم……. نميخواستم قصاص قبل از جنايت کنم براي همين آروم گرفتم تا از خودش بپرسم……… همونشب [ . . . ]

  • 344 بازدید
  • 0
  • 26 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان پاییزان

دانلود رمان پاییزان منبع : کتاب باز به قلم : مینا محمدپور فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد ) تمامی فعالیت های کتاب باز مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران است مطالب در صورت درخواست کارگروه مصادیق مجرمانه از وبسایت حذف خواهند شد   خلاصه ی رمان : رها عاشق یکی از آشناهاشون به اسم نیمائه ، عشقشو به نیما میگه , ولی نیما بنا به دلایلی که اخر رمان گفته میشه با ساناز ازدواج میکنه و رها دچار افسردگی میشه دوستش برای اینکه رها از افسردگی دراد بهش پیشنهاد میده که تو شرکت پسر عموش امیر علی کار کنه رها استخدام میشه  و مسائل مختلفی تو شرکت پیش میاد و باعث میشه امیر علی از رها خوشش بیاد و باهم ازدواج کنن ولی چند ماهی ای از زندگیشون نگذشته بود که رها میفهمه...   قسمتی از متن : بعد رفتنشون با يه هنگي خاص رفتم اتاقم تا بخوابم. گوشيمو چک کردم پيام اميرعلي بود: – فردا ساعت 40/9 واسه جواب زنگ ميزنم. براي يه لحظه از حس مزخرف شب بدي که گذرونده بودم دراومدم، دوباره با خودم تکرار کردم کمي تنوع برام لازمه، پيشنهادشو قبول مي‌کنم. صبح با صداي زنگ گوشيم [ . . . ]

  • 275 بازدید
  • 0
  • 26 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان ارباب تاریکی

دانلود رمان ارباب تاریکی منبع : کتاب باز ژانر : جنایی – معمایی – عاشقانه به قلم : اطلس ( نویسنده ی بهترین رمان ها ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )     خلاصه ی رمان : ارباب تاریکی لقب مردی که زمانی قسم خورد تا با دانش پزشکیش زندگی مردم را نجات دهد اما نقشه‌ی سرنوشت چیز دیگری است! او تعلیم میبیند… تعلیم برای کشتن !   قسمتی از متن : همزمان با استاد نگاهم را از بدن بيمار گرفتم و حرکتي به گردنم دادم. -مجيدي و قارضي بمونند ادامه رو انجام بدن، نامدار تو ميتوني بري. مطيعانه سر تکان دادم و همراه استاد از اتاق عمل خارج شديم در سکوت ماسک و دستکش را در آوردم و دستهايم را شستم نگاه هاي گاه و بيگاه دکتر را روي خودم احساس مي کردم اما چيزي نگفتم. -چته نامدار؟ امروز ساکت بودي؟ از فکر و خيال خودم بيرون آمدم و نگاهم را به او که کنارم مشغول شستن دستهايش بود دادم -چيزي نيست خوبم، فقط ديشب نشد که بخوابم. -در اين صورت نبايد تو جراحي شرکت مي کردي! شير آب را بست و دست به سينه به من نگاه کرد. دنبال [ . . . ]

  • 557 بازدید
  • 8
  • 24 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان خاطره ماندگار

دانلود رمان خاطره ماندگار منبع : کتاب باز به قلم : هانیه پورعلی خان فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )     خلاصه ی رمان : خاطره تک فرزند خانواده بدیع دانشجوی رشته حقوق است. در دوران تحصیل با حمید آشنا میشه و به رغم اختلاف فرهنگی در خانواده به عقد او در میاد و در این حال اولین خواسته حمید از او، با حجاب شدن، آن هم از نوع چادر است. اما شرط خانواده خاطره فقط این است که اجازه دهند تا دخترشان به تحصیل ادامه دهد. از طرفی حاج زرگر،…   قسمتی از متن : سريع با چاقو کاغذ را باز کردم .داخل کاغذ نوشته بود : سلام زيباترين خاطره زندگيم .اگر به پيشنهاد کمک من لبيک مي گفتي وقتت هدر نمي رفت .کادوي تو زير جعبه است اين بادکنکها جهت زيبايي بود. حميد از زرو خنده داخل کاناپه فرو رفته بود ودندانهايم را به نشان حرص به او نشان دادم . بادکنکها را از داخل جعبه بيرون ريختم .مقواي هم رنگ جعبه به ته آن چسبيده بود .آن را جدا کردم. بسته اي به اندازه يک کتاب کادو پيچ شده داخل جعبه بود .واي خدايا از ديدن آن [ . . . ]

  • 292 بازدید
  • 0
  • 22 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان شوره زار

دانلود رمان شوره زار منبع : کتاب باز به قلم : معصومه آبی ژانر : عاشقانه – اجتماعی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )     خلاصه ی رمان : حافظ مردیست در دهه ی چهارم زندگی خود ، و او مسئولیت سنگینی را سالهاست که به دوش می کشد. او هم پدر است و هم مادر. اما قلب او درگیر احساسات متفاوتی شده و تلاش میکند برای آسایش عزیزانش با آن ها منطقی برخورد کرده ولی… حافظ میان دستان روزگار می چرخد و می چرخد و می چرخد تا زمانی که میرسد به….   قسمتی از متن : مي دانست اين مدتِ اخير چه شخصيتِ مزخرفي پيدا کرده است اما با هر بار زخم زدن به ديگران به جانِ خودش هم زخمي کاري مي نشاند . آبِ دهان فرو برد و دست هاي سردش را بالا آورد و روي بازويِ او گذاشت . . مکث کرد . . . مثلا مي خواست چه بکند ؟! لب گزيد و زمزمه کرد : – اميدوارم بتوني تحملم کني ! سپس چشم بست و سر پيش برد و بينِ ابروهايِ کماني شده اش را ب*و*سه زد . ب*و*سه اي کوتاه و به اندازه [ . . . ]

  • 189 بازدید
  • 0
  • 20 آوریل, 2018
ادامه مطلب
کتاب ایرانی