کتاب باز

محبوب ترین مطالب
تابلو اعلانات

آرشیو کتاب باز

دانلود رمان ارباب تاریکی

دانلود رمان ارباب تاریکی منبع : کتاب باز ژانر : جنایی – معمایی – عاشقانه به قلم : اطلس ( نویسنده ی بهترین رمان ها ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )     خلاصه ی رمان : ارباب تاریکی لقب مردی که زمانی قسم خورد تا با دانش پزشکیش زندگی مردم را نجات دهد اما نقشه‌ی سرنوشت چیز دیگری است! او تعلیم میبیند… تعلیم برای کشتن !   قسمتی از متن : همزمان با استاد نگاهم را از بدن بيمار گرفتم و حرکتي به گردنم دادم. -مجيدي و قارضي بمونند ادامه رو انجام بدن، نامدار تو ميتوني بري. مطيعانه سر تکان دادم و همراه استاد از اتاق عمل خارج شديم در سکوت ماسک و دستکش را در آوردم و دستهايم را شستم نگاه هاي گاه و بيگاه دکتر را روي خودم احساس مي کردم اما چيزي نگفتم. -چته نامدار؟ امروز ساکت بودي؟ از فکر و خيال خودم بيرون آمدم و نگاهم را به او که کنارم مشغول شستن دستهايش بود دادم -چيزي نيست خوبم، فقط ديشب نشد که بخوابم. -در اين صورت نبايد تو جراحي شرکت مي کردي! شير آب را بست و دست به سينه به من نگاه کرد. دنبال [ . . . ]

  • 7 بازدید
  • 0
  • 24 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان خاطره ماندگار

دانلود رمان خاطره ماندگار منبع : کتاب باز به قلم : هانیه پورعلی خان فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )     خلاصه ی رمان : خاطره تک فرزند خانواده بدیع دانشجوی رشته حقوق است. در دوران تحصیل با حمید آشنا میشه و به رغم اختلاف فرهنگی در خانواده به عقد او در میاد و در این حال اولین خواسته حمید از او، با حجاب شدن، آن هم از نوع چادر است. اما شرط خانواده خاطره فقط این است که اجازه دهند تا دخترشان به تحصیل ادامه دهد. از طرفی حاج زرگر،…   قسمتی از متن : سريع با چاقو کاغذ را باز کردم .داخل کاغذ نوشته بود : سلام زيباترين خاطره زندگيم .اگر به پيشنهاد کمک من لبيک مي گفتي وقتت هدر نمي رفت .کادوي تو زير جعبه است اين بادکنکها جهت زيبايي بود. حميد از زرو خنده داخل کاناپه فرو رفته بود ودندانهايم را به نشان حرص به او نشان دادم . بادکنکها را از داخل جعبه بيرون ريختم .مقواي هم رنگ جعبه به ته آن چسبيده بود .آن را جدا کردم. بسته اي به اندازه يک کتاب کادو پيچ شده داخل جعبه بود .واي خدايا از ديدن آن [ . . . ]

  • 18 بازدید
  • 0
  • 22 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان شوره زار

دانلود رمان شوره زار منبع : کتاب باز به قلم : معصومه آبی ژانر : عاشقانه – اجتماعی فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )     خلاصه ی رمان : حافظ مردیست در دهه ی چهارم زندگی خود ، و او مسئولیت سنگینی را سالهاست که به دوش می کشد. او هم پدر است و هم مادر. اما قلب او درگیر احساسات متفاوتی شده و تلاش میکند برای آسایش عزیزانش با آن ها منطقی برخورد کرده ولی… حافظ میان دستان روزگار می چرخد و می چرخد و می چرخد تا زمانی که میرسد به….   قسمتی از متن : مي دانست اين مدتِ اخير چه شخصيتِ مزخرفي پيدا کرده است اما با هر بار زخم زدن به ديگران به جانِ خودش هم زخمي کاري مي نشاند . آبِ دهان فرو برد و دست هاي سردش را بالا آورد و روي بازويِ او گذاشت . . مکث کرد . . . مثلا مي خواست چه بکند ؟! لب گزيد و زمزمه کرد : – اميدوارم بتوني تحملم کني ! سپس چشم بست و سر پيش برد و بينِ ابروهايِ کماني شده اش را ب*و*سه زد . ب*و*سه اي کوتاه و به اندازه [ . . . ]

  • 15 بازدید
  • 0
  • 20 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان جان به نیمه جان بده

دانلود رمان جان به نیمه جان بده منبع : کتاب باز ژانر : عاشقانه – اجتماعی به قلم : زهرا بهاروند ( نویسنده یک رمان ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )     خلاصه ی رمان : مشکلات دختری که با ورودش به تهران، زندگی اش دستخوش تغیبراتی میشه و این بین جدایی از همسر سابقش که به دلیل مشکلات روحی بوده،تاثیر به سزایی در زندگی اش داشته و …   قسمتی از متن : لبخند روي لب هايم خشک شد. نگاهم را از نيم رخش گرفتم و سکوت کردم. – چي شدي؟ لب به دروغ هاي صد من يک غاز آغشته کردم و گفتم: – دلم مادرم رو خواست يهو! صداي او از من غمگين تر شد. آهي کشيد و جان سوز تر از من جوابم را داد. – پس من هر روز بايد دلم تنگ شه… غمگين زمزمه کردم: – نمي شه؟ مهربان نگاهم کرد، با آرامش و لحني که او را چند سال بزرگتر از خودِ بيست و سه ساله اش نشان مي داد گفت: – مي دوني بانو، آدم از يه جايي به بعد کم تر ياد گذشته مي افته… کم تر دلش مي خواد افسوس نداشته [ . . . ]

  • 34 بازدید
  • 0
  • 16 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان جنون بی قانون

دانلود رمان جنون بی قانون ( جلد سوم رمان می گل ) منبع : کتاب باز ژانر : عاشقانه به قلم : سمیرا ( samira-mis ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )   خلاصه ی رمان : این رمان در راستای داستان می گل نوشته شده است ولی نمی شه گفت که ادامه ی می گل هست… ماجرا درباره ی عشق شهریار و عطرین هستش که مشکلات زیادی مقابلشونه !! …   دانلود جلد اول این رمان ↓↓↓↓   دانلود جلد دوم این رمان ↓↓↓↓   قسمتی از متن : -اووو..تو چرا اينقدر عصباني هستي حالا؟؟ – از دست توي احمق!امشب محلش نميزاري…همين که من ميگم!!پاش و حاضر شو! عطرين روسريش رو انداخت رو سرش..مانتوش هنوز تنش بود!! -من زود کوتاه ميام!! -امشب نمياي..تا بفهمه دنيا دست کيه!! قرار بود ساعت 8 پسرا بيان دنبالشون..البته اين قرار مدارهارو روناک و شهراد با هم ميذاشتن!اگر روناک نبود عطرين حتما تا اون موقع 100دفعه به شهريار پيغام داده بود ولي روناک مانعش شده بود!! از طرفي روناک به شهراد پيغام داده بود که چرا شهريار اينطوري ميکنه و شکايتش رو کرده بود و جواب شهراد باعث شده بود ديگه نتونه حرفي بزنه!! “خواهشا وارد مسايل [ . . . ]

  • 72 بازدید
  • 0
  • 11 آوریل, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان می گل جلد دوم

دانلود رمان می گل ( جلد دوم ) منبع : کتاب باز ژانر : عاشقانه به قلم : سمیرا ( samira-mis ) فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون , ایپد )     خلاصه ی رمان : این ماجرا ادامه ی فصل اول رمان می گل هست . عشق می گل و شهروز به دلیل تحولی که در زندگی می گل ( ورود به دانشگاه ) رخ می دهد دستخوش تغییرات میشه و باعث متزلزل شدن روابط می گل و شهروز میشه …   دانلود رمان میگل جلد یک   قسمتی از متن : با باز شدن در مي گل با چشم هاي پر از اشک به در چشم دوخت. روي صندلي پيانو دقيقا رو به روي در ورودي نشسته بود. با ديدن شهروز با عصبانيت از جاش بلند شد و به سمت اتاقش رفت. – مي گل، عزيزم. با شنيدن “عزيزم” مي گل يه لحظه ايستاد، اما پاهاش ايستاد، اشکش بيشتر سرازير شد. باز به سمت اتاقش رفت. صداي شهروز رو مي شنيد که به دنبالش مي اومد و صداش مي زد. – مي گل جان، عزيزم، صبر کن، ببينم چته؟ من معذرت مي خوام. مي گل قبل از اين که در اتاقش رو ببنده [ . . . ]

  • 63 بازدید
  • 0
  • 9 آوریل, 2018
ادامه مطلب